رمانی از جک لندن ، 1876-1916)، نویسنده امریکایی. این رمان در 1906 چاپ شد. سپید دندان، اثری است در نقطه مقابل آوای وحش که سه سال پیش از آن چاپ شده بود. اگر در آنجا باک ، سگ اهلی سورتمه­کش، به گرگی درنده تبدیل می­شود، در اینجا حیوانی وحشی (که سه چهارم آن گرگ و یک چهارم آن سگ گرگی است) اهلی می­شود و به کمک انسان می­آید. باک وقتی توله است، توسط یک بومی سرخ­پوست گرفتار می­شود و در ازای غذا و سرپناهی به خدمت او درمی­آید. هنوز سپیددندان کاملاً اهلی نشده است، زیرا خوی گرگی وی دائماً توسط همنوعان رقیبش به مبارزه خوانده می­شود. یکبار به هنگام قحطی از دست صاحبش می­گریزد. اما دوباره برمی­گردد و آخر سر، در ازای یک بطری نوشیدنی، به بیوتی اسمیت ، که مرد بی­پروایی است، فروخته می­شود. او مردی است که سگها را به جان هم می­اندازد و از این راه کسب درآمد می­کند. درحین درگیری شدید با یک «بولداگ»  قوی هیکل، مهندسی به نام ویدون اسکات ، در لحظه­های آخر، به داد سپید دندان می­رسد، و حیوان از آن به بعد در خدمت اوست و برای وی در حکم یک «شریک» بسیار دوست­داشتنی است. طی یک جدال سخت و مرگبار، سپید دندان از اسکات در مقابل حمله شدید یک زندانی فراری دفاع می­کند. و یکبار دیگر، وحشیگری خود را در حمله متقابل به اثبات می­رساند. لندن، در پایان این کتاب، همصدا با داروین  که، در کنار نیچه ، مارکس ، برگسون  و کنت ، بیشترین تأثیرها را بر وی داشت، این عبارت را می­آورد: «قانونی که او آموخته بود، عبارت بود از اطاعت از قوی­تر و زورگویی به ضعیف­تر.» لندن، که نامه­های خود را با عنوان «گرگ» امضا می­کرد، قیاسهای آشکاری میان دنیای انسان و حیوان می­کند. ولی به هرروی، از جنبه انسانی بخشیدن بی­اندازه و نامناسب به حیوان می­پرهیزد. دوگانگی ناگشوده مابین فردگرایی و سوسیالیسم، که وی در زمان زندگی به حل آن نایل نیامد، پایان این رمان را رقم می­زند: سپید دندان در تقابل با باک، در آوای وحش، اجتماع (جامعه) را می­پذیرد؛ بی­آنکه، به تمامی، خصوصیات و خوی گرگی خود را، که در تنهایی یا دَر درگیریهای سخت بروز می­کند، به کناری نهد. لندن، حق بی­حد و حصری را که جامعه صنعتی سرمایه­داری به قوی­تر می­دهد به وضوح می­بیند. درست در توصیف همین تضادها و کشمکشهای اغلب شدید است که لندن، گیرایی و سرزندگی داستان را حفظ می­کند. این خصیصه، عناصر شاعرانه ارائه شده با ناتورالیسم برجسته یک حیوان درنده را در قالب رمانی کم نظیر پیوند می­دهد.

ایده‌های اصلی

طبیعت گرایی:

در طول داستان سپید دندان،جک لندن همواره با دیدگاهی‌ طبیعت گرایانه به طرح داستان میپردازد.به طور کلی‌ طبیعت گرایی به دیدگاهی اطلاق میشود که همه چیز را صراحتاً و مستقیماً از منظر علم مورد برسی‌ قرار میدهد.از اینرو انسان و سایر موجودات همواره قربانی شرایط محیطی‌ و وراثتی خود هستند.دیدگاه طبیعت گرایی جک لندن در همان شروع داستان سپید دندان با توصیف مناظر طبیعی به خوبی‌ مشهود است.با داشتن چنین پیشینه ای در ذهن،این رمان با نوعی اعتقاد جبری در زمینه اجتماعی و زیستی‌ نیز نوشته شده است.تا آنجا که لندن در خلال داستان همواره بر این موضوع اصرار میورزد که علیرغم اینکه "بیوتی اسمیت" نوعی خصایل بیرحمانه دارد،اما دلیل آن در جای دیگری ریشه دارد و در حقیقت او بیگناه است.به طریق مشابه "جیم هال" نیز به عنوان یک قربانی شرایط محیطی‌ در داستان تصویر میشود.

نکتهٔ دیگر نژاد سپید دندان است که به گونه ای دقیق و زیرکانه توصیف شده.یک چهارم سگ و سه چهارم گرگ که همین امر همواره کشاکشی بین خوی وحشیگری و متمدنانهٔ او پدید میاورد.

انتخاب طبیعی:

 لندن بسیاری از کتاب‌های خود (به خصوص سپید دندان و آوای وحش) را بر مبنای تئوری مشهور داروین نوشته است.پروسهٔ انتخاب طبیعی به این معنی است که تنها قویترین،زیرک‌ترین و سازگارترین اجزا در یک محیط خاص قادر به ادامهٔ حیات اند.این ایده از همان ابتدای کار که سپید دندان قویترین توله در میان هم نوعان خود بوده و توانست از قحطی و گرسنگی نجات پیدا کند در داستان وی آشکار است.نکته ظریفی که در داستان موجود است و ممکن است نادیده گرفته شود توانایی سپید دندان در انطباق با شرایطی است که در آن قرار می‌گیرد.او می‌آموزد که چگونه با سایر سگ‌ها بجنگد،چگونه از ارباب جدید خود تبعیت کند،چگونه تحت فشار‌های بیوتی بجنگد و نهایتا چگونه دوست داشته باشد و توسط اسکات اهلی شود.

رمانتیسم:

سپید دندان در برهه ای نوشته شد که لندن روابط عاشقانه خود را آغاز و در نهیات با "چارمین کیترج" ازدواج نمود.از اینرو بخشی از رمان موضوعی عاشقانه دارد.بخش پنج داستان نشان میدهد که عشق چگونه میتواند غرایز و رفتارهای طبیعی را رام کند.سپید دندان میاموزد که چگونه اسکات را دوست داشته باشد و به همین دلیل هر کاری برای خوشحال کردن ارباب خود انجام میدهد،از جمله بازی‌ کردن با فرزندان اسکات و چشم پوشی از خوردن جوجه‌ها علیرغم طعم وسوسه انگیز آنها

 شخصیت‌های داستان:

بیل:یکی‌ از ۲ سورتمه رانی‌ که توسط گرگ‌های گرسنه کشته شدBill

هنری:سورتمه ران دوم که از چنگال گرگها نجات یافتHenry

کیچه:مادر سپید دندانKiche

یک چشم:پدر سپید دندان که توسط لینکس هنگامی که سپید دندان توله گرگی بود کشته شدone eye

سپید دندان:قهرمان داستانWhite Fang

Gray beaverگری بیور:یک بومی که سپید دندان و مادرش را همچون سایر سگها در قبال تهیه شراب به سفید پوستان فروخت.وی به عنوان ارباب شخصیتی خنثی دارد.نه مثل اسمیت ستمگر و نه مثل اسکات مهربان است.

  میت ساد:پسر گری بیورMit sad

لیپ لیپ:یکی‌ از سگ‌های موجود در کمپ بومی که زندگی‌ را برای سپید دندان مشکل کرده بود و نهایتا به وسیله او کشته شد.Lip Lip

Beauty smithبیوتی اسمیت:مردی کریه و ظالم که با تطمیع بیور سپید دندان را در قبال شراب از او خرید و او را به یک گرگ مبارز مبدل کرد.وی برای این کار او را جسما و روحا آزار می داد.

چروکی:سگ بولداگ و تنها سگی‌ که سپید دندان را تا سر حد مرگ پیش بردCherakee

ویدن اسکات:معدن چی‌ که سپید دندان را از مرگ نجات داد و او را با خوبی‌‌های زندگی‌ آشنا کردWeeden scott

مت:دستیار اسکاتMatt

بت اسکات:خواهر ویدن اسکاتBeth scott

کلی:یک ماده سگ گله که در مزرعه اسکات زندگی‌ میکرد و در ابتدا از سپید دندان میگریخت اما بعدها همراه او والدین چندین توله شدند!Collie

 حامد یوسفی