نویسنده : مهرداد بصیرت - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۱
 

نقد کتاب «تاریخ دیرین ترکان در ایران» نوشته پرفسور محمد تقی زهتابی

 

 نقد مشروح کتاب

A-نظریه ذهتابی درباره ترک بودن قوم ماد !

B-ناراست گویی زهتابی در رابطه زرتشت

C-آشفته گویی پرفسور زهتابی درباره جغرافیا، زبانشناسی و تاریخ

D-ناراست گویی زهتابی درباره تمدن سومر!

E-ناراست گویی زهتابی درباره زبان اوستایی!

  

 

 

A-نظریه ذهتابی درباره ترک بودن قوم ماد !

در ماد بودن مردم آذربایجان جای هیچ گونه شکی نیست و همه کتابها و استادان مردم‌شناسی یا تاریخی، مردم آذربایجان را از ریشه مادهای باستان می دانند و با ده ها دلیل ساده، مردم شمال غرب ایران به ماد های باستان پیوسته اند و همه پژوهشگران این را از بدیهیات می دانند.

 

 

حیله آقای ذهتابی این است که پیوسته و صریح در تمام کتابش اشاره میکند که آری، آذری ها (مردم آذربایجان) از اعقاب مادها هستند امُا مادها، آریایی (ایرانی) نبوده‌اند.

ایشان با این سخن می‌خواهد این نتیجه را بگیرد که درست است که مردم آذربایجان فرزندان مادها هستند و انکار ناپذیر است ، اما اولا مادها غیر از آریایی و ایرانی بوده اند و بعد هم در قدم دوم نظریه میدهد که خُب مادها، ترک بوده اند ...!


 

 پس ایشان از نتیجه میگیرد که مردم آذربایجان امروز که از تبار ماد هستند فی الواقع یعنی از تبار ترکان به شمار میروند.

رد سخن آقای زهتابی: 

 

در رابطه هویت آریایی (ایرانی) مادها چنان اسناد محکمی وجود دارد که جای هیچ گونه شک و تردید را باقی نمیگذارد. محکمترین مدرک در معرفی هویت مادها نوشتارهای مورخینی هست که در عهد باستان زندگی میکردند:

 1- مورخان باستان، به صراحت، مادها را «آریایی» خوانده‌اند؛ مانند:

هرودوت [VII/62؛ فرای، ص 4 و 411]،

 

استرابون [XV/2.8؛ پیرنیا، ص 160] و

موسا خورنی [I/29؛ فرای، همان‌جا].

 

2- نام شاهان و سرداران ماد که در متون آشوری و یونانی و پارسی‌باستان ذکر گردیده‌اند، همگی به آشکارا «آریایی» هستند. یعنی نام‌هایی به زبان ایرانی هستند. نه آسیانیک یا سامی یا از همه محال‌تر: ترکی!

 (مانند: فْرَوَرتی، اوُوَخْشَترَ، اَرشْتْی‌وَییگَ، شیدیرپَرنَ، تَخمَ‌سپادَ و…) [کمرون، ص 110، 117، 132؛ بویس، ص 6-32؛ کتیبه‌ی DB,II/33

 

 

3- واژگان بازمانده از گویش مادی همگی ایرانی هستند که نشانه‌ی روشن «آریایی» بودن زبان مادهاست و نه ـ فرضاً ـ ترکی بودن آن!

[مانند: Farnah (= فر)؛ Paradayda (= پردیس)؛ Vazraka (= بزرگ)؛ Vispa (= همه)؛ Spaka (= سگ)؛ Mitra (= مهر)؛ Xshayathia (= شاه)] [دیاکونوف، ص 6-65؛ لغت‌نامه‌ی دهخدا،

مقدمه، ص10؛ فقیه، ص172] در زبان پارسی باستان، و نیز تصریح «استرابون» به «آریایی» بودن زبان مادها و  پیوند و همسانی آن با زبان‌های پارس و بلخ و سغد [XV/2.8؛ پیرنیا، ص160] و نیز کلام داریوش بزرگ ـ که زبان مادها و پارس ها را در یک گروه قرار می‌دهد [کتیبه‌ی DPg؛ بریان، ص408 و 406]،

 

4- بناهای مذهبی (معابد) یافته شده در سکونت‌گاه‌های مادها به آشکارا تعلق مذهبی ماد را به اندیشه‌ها و آیین‌های دینی هندوایرانی (آریایی) و شاید زرتشتی، نشان می‌دهد و نه تعلق به «شَمَنیسم» و گرگ‌پرستی ترکی را! [خاک بر دهان کسی که به مردم پاک نهاد ایران چنین توهین میکند]

و ... [سرفراز و فیروزمندی، ص64، 58،55] و نیز نام‌های خاص مادی که با اسامی دینی آریایی ترکیب شده‌اند (مانند: Mazdakku, Bagparna, Auraparnu, Artasiraru, Bagdatti, Bagmashda) [کمرون، همان‌جا؛ بویس، همان‌جا]

 

حال، با این اوصاف چه گونه می‌توان قوم ماد را که عنوان، زبان و فرهنگ، دین و در یک کلام، تمام هویت‌اش «آریایی»ست، بی هیچ دلیل و سندی، ساده‌لوحانه «ترک» دانست؟!

 

قرن نوزدهم: زمانیکه تحقیقات تاریخی توسط اروپایی ها  آغاز شد:

دو قرن پیش و در آن هنگامه‌ای که غربی ها تازه به کشف دنیای شرق پرداخته بودند و هر محققی سعی میکرد حدسی جدید بزند شاید درست از آب درآید و باعث نام آوری او شود، وقتی غربی ها تازه با کلمه‌ی مردمان "ماد" روبرو شدند و نمی‌دانستند این نام متعلق به چه کسانی و از چه منشا تاریخی بوده است و هر کس حدسی می‌زد و آنها را به شرق و غرب عالم وصل می‌کردند، یک محقق فرانسوی به نام Oppert این حدس را پیش آورد که شاید مادها به اقوام ترک مربوط بوده‌اند و در کتاب خود مادها را به حدس و گمان التایی و ترک دانست. اظهار نظر این نویسنده حتی قبل از کشفیات باستان شناسی و سنگ نبشته های آشوری و ایلامی و پیش از پیدایش تحقیقات علمی صورت گرفته بود. بعدها با کشف سنگ نبشته های ایلامی و آشوری و به دنبال حفریات شوش،اسناد و مدارک جدیدی به دست امد که به سادگی اشتباه oppert را آشکار کرد و همه محققان و تاریخ شناسان بزرگ و کوچک جهان در قرن 19 و سراسر قرن 20 و حالا در قرن 21 آریایی بودن مادها را اعلام کردند و مطالب تاریخی را ادامه دادند و موضوع کاملا روشن است. در زیر تنها به نوشته دو تن از بزرگترین باستان شناسان،یک ایرانی و یک خارجی اشاره می کنیم که اشاره به حدس غلط Oppert کرده اند:

 

1- مشیرالدوله در کتاب ایران باستان که در دهه اول قرن چهاردهم هجری نوشته شده است،پس از بیان اینکه

مادیها مردم آریا نژاد بودند با ارائه اسناد و دلایل معتبر خطای این خاور شناس فرانسوی را اشکار کرده و نوشته است:

‹‹اُپرت›› در ان زمان که هنوز تحقیقات کافی در باره مادها نشده بود به اشتباعه مادها را التاییی( مغول )پنداشته و اکنون با اکتشاف کتیبه ایلامی بیستون مبنا و پایه و عقیده Oppert باطل شده و دیگر کسی بر اریایی بودن مادها تردید ندارد و محقق است که مادیها شعبه ای از ارینهای ایرانی بوده اند.1

 

2- دیاکونوف نیز در کتاب تاریخ ماد که حاوی اخرین کشفیات علمی در باره مادها است اظهار نظر اُپرت را در یک بخش مفصل بیست صفحه ای تحت عنوان‹‹زبان شناسی››رد کرده و نوشته است:‹‹اظهار نظر اوپرت کهنه و بی اساس و مردود است،زیرا این اظهار نظر مربوط به زمانی است که هیچ اطلاعی از سنگنبشته های ایلامی و حفریات شوش و دیگر اسناد و دستاوردهای باستانشناسی وجود نداشت››

 

،در واقع همه مطالب کتاب دیاکونوف هم گواه آریایی بودن مادها(اذربایجانیها)است.

 

اما محمد تقی ذهتابی همچنان به گمان و پندار Oppert وصل بود. این نظر "پروفسور عالیقدر محمد تقی ذهتابی " به حدی بی ارزش و ساده لوحانه بود که دوستان هم تبار وی به صراحت این نظریه را رد کردند و حدس دیگری را مطرح کردند  که دوباره مغزهای جوانان آذری را دستاویز امیال شوم خود قرار دهند (یعنی حدس سومری)!

 

بی تردید یکی از خنده آورترین نوشتارها نظر ذهتابی در رابطه با ترک بودند زرتشت میباشد. نظری که تا به حال از سوی هیچ یک از دانشمندان جهان مطرح نشده هست ولی مدتها قبل ذهتابی  نظریه ای را مطرح کرد  که باز هم این نظریه از سوی دیگر دانشمندان پان ترکسیست رد شد  بر طبق بسیاری از مورخین خواستگاه زرتشت آذربایجان بوده هست ۱  منتها آذریها به گواهی تاریخ به عنوان قوم اصیل ایرانی شناخته میشوند و هرگز از سرشت ترکان نیستند 

 در واقع آقای ذهتابی که  با کشش جوانان آذربایجان به هویت واقعی خود آشنا بود  در جریان نظریه ترک بودن آذریها زرتشت را نیز تورک کرد و به صراحت زبان اوستای را زبان تورک قدیم! نامید همانطور که اشاره کردم این نظریه به حدی بی ارزش و فاقد هر گونه گواهی تاریخی (و خنده دار) بود  که دیگر به اصطلاح دانشمندان پان ترکسیست  که بار دیگر نتوانسته بودند فرهنگی دیگر به نام ترک بزنند این بار زرتشت و به کل آیین زرتشت را جعلی  و جعل شعوبیه خواندند.

به وللاه که یاوه سرایهای این خائنین وطن که نوکر(با مزد و بی مزد) امیال سروران خود در ترکیه و انگلستان هستند انتهایی ندارد  و این یاوه ها به حدی بی ارزش هستند که نیازی به پاسخ ندارند. ولی باید  روشنگری شود  تا جوانان آذربایجان، این فرزندان کوروش بزرگ  در دام این افراد وطن فروش نیفتند

جالب اینجاست که بدانید همواره یکی از پیغامهایی که از طرف  جوانان گمراه و نا آگاه به  تاریخ داشتم این بود که "آقا چی میگید زرتشت نتیجه جعل تاریخه " حالا احتمالا همین جوانان پیغام میگذارند که "ای هوار- ای بنی بشر بدونید که زرتشت تورک بوده" بیچاره جوانان آذربایجان که این بی خردان میخواهند هویت ناب ایرانی را از آنها بگیرند و هرروز هویتی جدید به اونها معرفی کنند .

 در رابطه زندگی نامه پروفسور! ذهتابی باید بگم که ایشون یکی از اعضای بلند پایه فرقه  تجزی طلب پس از فرار به شوروی  جبهه ملی خلقهای ایران را تاسیس  که شعبه هایی از اون به تبلیغ در آذربایجان کردستان و بلوچستان پرداخت. یعنی ایشان فقط به فکر خلق و مخلوق سازی با اسم رمز «ترک» نیستند، هدف اصلی تجزیه ایران و ایرانی بوده و هست وگرنه چه کار به «خلق ها !» داشتند؟

محمد تقی ذهتابی پس از سقوط شاه به ایران بازگشت و به ترویج افکار پان ترکی در تبریز مشغول شد، و همو بود که با تکیه بر نوشته های پان ترکی و تاریخ نگاری تخیلی محافل پان ترکی باکو و استانبول-انکارا، و سر هم بندی حوادث پراکنده تاریخی و تحریف انها تلاش کرد و کتاب سخیفی به نام «تاریخ باستان ترکهای ایران» را از چرندیات پان ترکی ترکیه رونویسی کرد، که اصولا آذربایجان را از حوزه تمدن ایران خارج می کرد و به جهانی پان ترکی متصل می ساخت.  زهتابی تحصیل کرده باکو و انکارا است.

 

 

B-ناراست گویی زهتابی در رابطه زرتشت و زندگی زرتشت

 

 

 

نظر ذهتابی در رابطه زرتشت و خواستگاه وی

بی تردید یکی از خنده آورترین نوشتارها نظر ذهتابی در رابطه با ترک بودند زرتشت میباشد 


نظری که تا به حال از سوی هیچ یک از دانشمندان جهان مطرح نشده هست ولی مدتها قبل ذهتابی نظریه ای را مطرح کرد که باز هم این نظریه از سوی دیگر دانشمندان پان ترکسیست رد شد بر طبق بسیاری از مورخین خواستگاه زرتشت آذربایجان بوده هست ۱ منتها آذریها به گواهی تاریخ به عنوان قوم اصیل ایرانی شناخته میشوند و 
هرگز ترک نیستند در واقع آقای ذهتابی که با کشش جوانان آذربایجان به هویت واقعی خود آشنا بود در جریان نظریه ترک بودن آذریها زرتشت را نیز ترک کرد و به صراحت زبان اوستای را زبان ترک قدیم نامید همانطور که اشاره کردم این نظریه به حدی بی ارزش و فاقد هر گونه گواهی تاریخی بود که دیگر به اصطلاح دانشمندان پان ترکسیست که بار دیگر نتوانسته بودند فرهنگی دیگر به نام ترک بزنند این بار زرتشت و به کل آیین زرتشت را جعلی و جعل شعوبیه خواندن به وللاه که یاوه سرایهای این خائنین وطن که نوکر امیال سروران خود در ترکیه و انگلستان هستند انتهایی ندارد و این یاوه ها به حدی بی ارزش هستند که نیازی به پاسخ ندارند  ولی باید روشنگری شود تا جوانان آذربایجاناین فرزندان کوروش بزرگ در دام این افراد وطن فروش نیفتند

جالب اینجاست که بدانید همواره یکی از پیغامهایی که از طرف جوانان گمراه و نا آگاه به تاریخ داشتم این بود که "آقا چی میگید زرتشت نتیجه جعل تاریخه " حالا احتمالا همین جوانان پیغام میگذارند که "ای هوار ای بنی بشر بدونید که زرتشت ترک بوده" بیچاره جوانان آذربایجان که این بی خردان میخواهند هویت ناب ایرانی را از آنها بگیرند و هرروز هویتی جدید به اونها معرفی کنند در رابطه زندگی نامه پروفسور ذهتابی باید بگم که ایشون یکی از اعضای بلند پایه فرقه تجزی طلب پساز فرار به شوروی جبه ملی خلقهای ایران را تاسیس که شعبه هایی از اون به تبلیغ د رآذربایجان کردستان و بلوچستان پرداخت  

وی پس از سقوط شاه به ایران بازگشت و به ترویج افکار پان ترکی در تبریز مشغول شد، و همو بود که با تکیه بر نوشته های پان ترکی و تاریخ نگاری تخیلی محافل پان ترکی باکو و استانبول-انکارا، و سر هم بندی حوادث پراکنده تاریخی و تحریف انها تلاش کرد و کتابی به نام «تاریخ باستان ترکهای ایران» را از چرندیات پان ترکی ترکیه رونویسی کرد، که اصولا آذربایجان را از حوزه تمدن ایران خارج می کرد و به جهانی پان ترکی متصل می ساخت. زهتابی تحصیل کرده باکو و انکارا است


 

 

C- مدرکی ساده از گزافه گویی‌های آشفته پرفسور زهتابی:

                             

در اینجا اجازه دهید نظری ساده و خنده دار از کتاب پرفسور زهتابی بیاورم.

در این جا هم «زبان شناسی!» هم «تاریخ شناسی!» و هم «جغرافی شناسی!» زهتابی را با هم بررسی کنیم.

 

این «دانشمند پرفسور» ضد ایران و ایرانی، در کتاب دروغ های «تاریخ دیرین ترکان ایران» اینچنین مینویسد:

 

«ایلامیان در زمان هخامنشیان, سلوکیان, اشکانیان و ساسانیان زبان خود را نگه داشتند و حتی در دوره بعد از اسلام نیز زبان ایلامی به حیات خود ادامه داد واز طرف تاریخنویسان اسلامی "خوزی" نامیده شد ,برای مثال اصطخری در کتاب"مسالک الممالک" به ان اشاره میکند و تاریخدانان امروزی مثلا دکتر سید محمدعلی سجادی وַַزبان خوزی را همان زبا ن ایلامی میدانندַ این زبان حالا هم در شوش و مناطق عراقی نزدیک به شوش , از جمله شهر "مندلی" و هم چنین در شهر "سنقر" لرستان و اطراف ان و بعضی جاهای دیگر زنده است و زبان عادی و روزمره اهالی میباشد و خودش هم به زبان ترکی اذری امروزی خیلی نزدیک است, انان خودشان را اشکانی مینامند»(تاریخ دیرین ترکان ایران,جلد۱, پروفسور ذهتابی)»

 

جغرافی شناسی:

 اصلا شهر «سنقر» جزو لرستان نیست بلکه جزو استان کرمانشاه است!!  پس معلوم نیست که این اطلاعات درخشان از کجا می اید!

 

 

زبان شناسی:

فکر هم نکنم نظر این نادان پان تورکیست درباره مردم کردزبان  شهر و شهرستان سنقر باشد که اکثریت جمعیت انجا را تشکیل می دهدند. ولی مردم ترک زبان سنقر به گویش اغوزی از باقیمانده سلجوقیها صحبت می کنند و هیچ ربطی با ایلامی ها و زبان ایلامی ها ندارند!!! و هیچ دانشمندی چنین نظر دروغی را نداده است و حالا که اصلا این فرد ناحیه سنقر را نمی شناسد چگونه می خواهد زبانش را بداند!؟  حداقل زحمت می‌کشید یک بار می‌رفت اونجا!

 

 

تاریخ شناسی:

ایشان می گویند که زبان ایلامی که هنوز صدها ابهام دربارش مانده است به زبان ترکی آذری امروز خیلی نزدیک است!؟؟! و امروز «سنقریها» خودشان را اشکانی می دانند و حالا باز نفهمیدیم اشکانی و اشکانیان  چه ربطی به ایلامی دارد؟!!!

  

 از همه جالبتر این مسئله است که این «بزرگترین دانشمند» پان تورک ادعا می کند که زبان ایلامی امروز زنده است!!  و انگار هیچ دانشمند دیگری در صدها دانشگاه زبانشناسی دنیا اطلاعاتی در این مورد نداشته است! اما کسی که فرق لرستان و کرمانشاه را نداند و فرق اشکانی و ایلامی را نداند، معلوم است که بجز دروغگوی بی هویت و بی فرهنگ  چیز دیگری نمی توانسته باشد.  (بچه ها هم می‌فهمند چرندیات است)

 

 

 

D- مصداق دیگری از فریب دادن بچه های آذربایجان

تحریف پان تورکیسم درباره: سومریها

 

این نام را بشناسیم:

حسین محمدزاده صدیق (دوزگون):

وی هم تحصیل کرده‌ی مجانی در ترکیه است و لقب «دکتر» را بخود داده است در حالیکه که با نوشتارهای زیرین قضاوت «دکتر» بودن وی را بر عقلم سلیم خواننده وا می گذاریم:

 

 «اگر ما بخواهیم‌ کلمات‌ و جملات‌ و عبارات‌ و پاره‌های‌ نظم‌ و نثر ترکی‌سومری‌ را که‌ در الواح‌ سومری‌ موجود است‌ اساس‌ قرار بدهیم‌، باید بگویم‌ که‌ ادبیات‌مکتوب‌ ترکی‌ در اکباتان‌ و سویهای‌ آن‌ پیشینه‌ای‌ 7200 ساله‌ دارد و هیچ‌ ادبیاتی‌ آثارمکتوبش‌ به‌ این‌ قدمت‌ و پیشینه‌ نخواهد بود»

 

 

 

پس این آقا انگار نمی داند که کهن ترین الواح سومری مال پنج هزار سال پیش است و نه 7000 سال پیش ، چه رسد به عدد به ظاهر دقیق تر 7200 سال!! J البته دروغبازی و زبانبازی پان تورکها در مورد سومریها محکم پاسخ داده شده است:

 

 

پس کسی که حتی قدمت کهن ترین الواح سومری را نداند چطوری می خواهد درباره زبان بسیار پیچیده سومری اظهار نظر کند. این شخص قدمت کتیبه های باستانی را کیلویی حساب میکند.

 

E- به گمراهی و جهل سوق دادن جوانان پاک سرشت منطقه آذربایجان

با این اراجیف بی سر و ته:

 

« البته‌ زبان‌ اوستایی‌ خود یک‌ زبان‌ التصاقی‌ است‌ و 70% از مخزن‌ واژگان‌ اوستایی‌، ترکی‌ است‌ که‌ برای‌ شرح‌ این‌ موضوع‌ فرصت‌ و مجالی‌ دیگر لازم‌ است‌.»

 

 

پس زبان اوستایی هم یک زبان ترکی شده است!! البته ایشان گفتند 70% وگرنه دولتمردان آران و پان تورکهای آنجا جوری دروغ می نویسند که اصلا اوستا همان ترکی باستان است!! این کلمه «التصاقی» یک درماندگی آشکار و اسم رمز برای فرار است و دلیل علمی همه چیز است برای دروغ و چرند گویی.

 

گفتنی است که اصل کتاب اوستا (به زبان اوستایی) در همه کتابفروشی‌ها و کتابخانه های ایران و دیگر کشورها و حتی روی اینترنت در آدرس (www.avesta.org) و نیز در سایت دانشگاه شیکاگو آمریکا (http://www.uchicago.edu/index.shtml) موجود است. حتی یک واژه ترکی یا شبیه به ترکی هم در سراسر کتابهای اوستا موجود نیست. اصلا اوستای ایرانی با ترکی شرق آسیا هزاران کیلومتر فاصله مکانی و چند هزار سال فاصله زمانی دارد. با اینکه اوستا زبان چند هزار سال پیش است، البته بسیاری از کلمات اوستا بسیار شبیه به فارسی امروز است و تغییری نکرده اند و بقیه با تغییرات قاعده‌مند به زبان امروز فارسی تبدیل شده‌اند. و ضمن اینکه زبان اوستایی اصلا التصاقی نیست و مهمترین زبان آریایی(ایرانی) است. گفتنی است که خانواده های موسوم به زبان التصاقی هم بسیار زیاد هستند و هیچ کدام هم ارتباطی با ترکی ندارند. باز میتوانید به سایت دانشگاه شیکاگو که در بالا آوردم رجوع کنید.

 

در پایان نظرات گهنبار این پروفسور عالیقدر این را هم باید اشاره کنم که وی هردوت  که جهانیان وی را به عنوان پدر تاریخ می‌شناسند (مورخ بزرگ باستان) را نقال میخواند و سطح شعور علمی و پروفسوری خودش را عملا اثبات می‌کند. در واقع جناب ذهتابی برای اثبت نظریات بی سر وته و پر از فریب خود چاره ای به جز رد همه مستندات تاریخی ندارد.

آقای پرفسور محمد تقی زهتابی (ذهتابی) نمونه ای از آموزگاران بد سرزمین ما ایران است که قرن ها پیش، زردشت پیامبر ایرانیان نسبت به سخنان آنها هشدار داده است و از کلام دروغ و حیله گری آنها برای نابود کردن اندیشه انسانها و تباهی جهان به اهورامزدا، خدای یگانه پناه می برد: 

 

«"آموزگار بد"، پیام راستین را برمی گرداند، با گفتارش شیوه‌ی درست و خرد زندگی را تباه می سازد و نیروی گرانبهای اندیشه را از آدمی دور می کند. بدین وسیله با گفتارم که سرچشمه مینویی و اخلاقی دارد، ای مزدا و ای اشا از رفتار آموزگار بد، نزد تو دادخواهی می کنم» (اوستا: یسنا: هات 32 بند 9)

 

و نیز می فرماید که چنین کسی ویرانگر و جنگ افروز است: 

«این مرد بد نهاد، آموزش‌ها و سخنان درست را بر می گرداند و تحریف میکند. هم اوست که کشتزارها را ویران میکند و بر روی مرد پارسا، جنگ افزار می‌کشد» (اوستا: یسنا؛ هات 32 بند 10)

 

 منبع: با ویرایش و بازنویسی و افزوده‌ی مهرداد بصیرت در وبلاگ بصیرت ایرانی