داستانهای علمی تخیلی همواره از جمله مجموعه های پرطرفدار و پرخواننده در ادبیات داستانی در میان بقیه داستانها بوده است.البته همواره هم از سوی منتقدان و جوائز ادبی با بی تفاوتی و عامه پسند انگاری ناجوانمردانه ای روبرو بوده اند.اما به واقع ادبیات علمی و تخیلی با تکیه بر علوم مختلف،شخصیت پردازی و ایجاد فضایی مهیج در عین حال تفکر برانگیز نقش مهمی در پویایی فکر و جهشهای بلند انسان مدرن داشته است.در این میان نقش طنز در این ژانر ادبی به علت پایه های علمی در آن بسیار کمرنگ بود ه است.

راهنمای مسافران مجانی کهکشان

مجموعه مسافران مجانی کهکشان تا حدود زیادی توانسته با طنز و هجو خود ادبیات علمی تخیلی و دیگر حوزه ها این نقص را پوشش دهد.این مجموعه بر اساس یک نمایش رادیویی در سال 1978 در بی بی سی ارائه شد که با استقبال مردم به یک محصول فرهنگی با ابعاد گسترده بدل شد.مجموعه رمان آن در سالهای ابتدایی دهه نود و همزمان کمیک استریپ آن هم عرضه شد.یک نمایش نامه،یک فیلم(البته فیلم بسیار بدی بود)ویک بازی هم از روی این اثر عرضه شده است.

کتاب اول از این مجموعه پنج جلدی فقط توسط یک ناشر(کتاب پنجره)ترجمه شد و متأسفانه دیگر جلدها هرگز ترجمه نشد.اما همین جلد هم زیبایی اثر و درخشش آن را به نمایش می گذارد.کتاب داستان یک زمینی به نام آرتور دنت است که با دوستش که در واقع یک فضایی است از زمین در حال نابودی توسط ووگان ها می گریزد و به سفری پرماجرا در فضا می پردازد.او در این میان با رئیس جمهور فراری امپراطوری کهکشان و دستیارش که یک زن زمینی است مواجه می شود و در سفر به سیاره متروک مارگاریتا با علت خلق زمین و نابودیش مواجه می شود.

کتاب سرشار از شوخی های کلامی و بصری با داستانهای علمی تخیلی،فرهنگ و حتی دین است.نویسنده به وضوح داستانهای مشهور بنیاد آسیموف را به هجو می کشد و در عین حال به نقد و هجو دمکراسی و فرهنگ غربی می پردازد.نام کتاب از نام یک کتاب عامه پسند و پرفروش در دنیای داستان گرفته شده که توسط مسافران قاچاق فضایی که در فضا پراکنده اند روزآمد می شود و شامل توصیف و ارائه راهکار درباره هرچیز و هرکس با صراحت و بی پروایی مطلق است و به نوعی ان مردان و زنان را به مدافعان آزادی انسان از هر قید و بندی و وجدان بیدار جامعه کهکشانی بدل می کند.

از نکات جالب داستان می توان به نقد بیتفاوتی انسان به محیط پیرامونیش در دنیای مدرن و غرق شدن در روزمرگی مهلکش با توصیف دلیل نابودی زمین و به موازاتش نابودی خانه آرتور دنت توسط شورای شهرش اشاره کرد و در عین حال این دو به نقد دیوانسالاری و بروکراسی اداری نیز می پردازد.آنجا که مشخص می شود قرار است بزرگراهی از خانه دنت بگذرد ولی خبر آن روز نابودی خانه اش به او می رسد و او که معترض می شود به شورای شهر ارجاع می شود و او اطلاعیه طرح را در آرشیو ودر یک انباری می یابد و خنده دارتر اینکه زمینی که هنوز از وجود حیات فرازمینی مطلع نیست در سر راه یک خط مواسلاتی کهکشانی افتاده و با اعتراضش به نابودی به اداره ای در یک ستاره در چهار سال نوری از زمین ارجاع می شود که از نگاه زمینیان ستاره متروک و بی ساکن است و باز خنده دارتر آنکه اصلاً نابودی زمین بیهوده بوده زیرا به علت بروکراسی ووگانها خبر کشف راه جدید حمل و نقل بدون بزرگراه کهکشانی دیر رسیده و نابودی زمین بیهوده شده است.

یکی از نکات جالب دیگر داستان سفسطه ایست که به عدم وجود ایزد دلالت می شود.بشر می گوید ماهی بلبلی(ماهی که با قرارگیری رد گوش و تغذیه از امواج مغزی به مترجم همراه بدل می شود)نشانه ای دقیق بر وجود ایزد است ولی با توجه به استدلال ایزد که عقل و ایمان را با هم متناقض می داند و بدون ایمان وجود خودش هم منقص می شود پس وجود استدلال حتمی بر وجود خدا ناقص وجود او و علامت عدمش است.با این استدلال سفسطه آمیز خدا از صحنه گیتی حذف می شود تا کار انسان راحت شود.هرچند این را علما نپذیرفتند اما یک نفر با چاپ کتابی رد کهکشان بر اساسش پولدار می شود.این تناقص های انسانی در تمام کتاب به هجو کشیده می شود.

در جایی دیگر کتاب با تعریف هدف خلق زمین آن را آزمایشی برای دستیابی به سؤال بزرگ هستی از سوی موجودات هوشمند موش مانندی تعبیر می کند و در نهایت با نابودی این آزمایش آن موشها بی تفاوت سوال زا خود اختراع کرده و جای این مسئله بزرگ می گذارند تا وجود خود را توجیه کنند.در این جا نویسنده به هجو کتابهای کلارک به خصوص مجموعه اودیسه میپردازد.

در طول کتاب علاوه بر کتابهای علمی تخیلی معروف بسیاری فیلمهای سینمایی بعد و قبل از خودش هم آگاهانه و ناآگاهانه به هجو کشیده می شود.از جمله مجوعه جنگ ستارگان،ماتریکس و فیلم 2001 را می توان نام برد.کتاب مجموعه ای پرهیجان و خنده است که در کنار مفرح بودن به مقاط ضعف انسان و جامعه اش هم می پردازد.