ادبیات روسیه بیشک یکی از غنی ترین و درخشان ترین محصولات ادبی در سراسر جهان به شمار می روند که با قدرت ساختاری و نگاه انسانی و هستی شناسانه خود به زندگی و انسان همواره در پرده تاریخ نقشی مهم ایفا نموده اند.اگر در هر کشور فقط یکی از نوابغ  و اساطیر ادبیات داستانی روسیه ظهور می کرد آین کشور به عنصر فرهنگی مهمی بدل می شد اما روسیه به تنهایی دهها از این افراد دارد.چخوف،تولستوی،داستایوفسکی،بولگاکف،ناباکف،سولژنیستین،گورکی،پاسترناک و شولوخف از مهمترین این افرادند.

دن آرام

ادبیات روسیه داستان زندگی،عشق و مرگ مردمی است که شرایط سخت جغرافیایی و تاریخی آنها را به تصمیم ها و اقدامات درست و غلطی کشانده که هر کدام نوعی از زندگی و نتیجه را رقم زده است.نویسندگان روس به استادی به تصویر این زندگی پر چالش پرداخته و به بهانه آن به نقب به آرمانها،آرزوها و تمایلات عمیق فلسفی ،اجتماعی و حتی الهی انسانها پرداخته اند.

دن آرام یکی از مهمترین آثار ادبی روسیه است که به نقل تاریخ قزاقهای ناحیه دن در دوران انقلاب روسیه و بعد از آن و تلاش برای رسیدن به حقوقشان می پردازد.رئالیسم عمیق و ساده اثر در کنار نمایش درد و رنج ملتی در راه رسیدن به حقوقشان آن را به یک حماسه بیبدیل و درخشان بدل کرده است.

قهرمان اصلی رمان گریگوری مله خوف یک قزاق جوان و پر سوداست.در طول رمان ما با او و اشتباهات،پیروزیها و شکستهایش،عشقهایش و آرمانهایش که به نوعی جلوه آرمانهای ملت قزاق است همراه می شویم با او عشق می ورزیم و با او درد می کشیم و در نهایت بعد از سوختنهای بسیار برای آرامش به خانه کوچک قزاقیش باز می گردیم در حالی که سرنوشت زخمهای بسیار بر او و ما زده است.رمان بسیار پر شخصیت است اما بیشتر حول محور مله خوفها و مردم استانیستای(بخش) و خوتور(دهکده) زادگاهشان و همسایه ها و دوستان و دشمنانشان می پردازد.شخصیتها تلفیقی از واقعی و خیالی اند اما تاریخ داستان کاملاً با واقعیت تطبیق می کند.فضای داستان روستایی است و المانهای ادبیات روستایی در آن بسیار مشهود می باشد.گریگوری به خاطر مردمش بارها به سرخها و سفیدها می پیوندد و هرگز آرامش نمی بیند او که درد امانش را بریده کارهای درست و غلط زیادی می کند تا آرامشی یابد اما مثل اینکه آرامش از او می گریزد.داستان مثل تابلوی نقاشی و فیلم مستند تاریخ را روایت می کند و ما را به قلب حوادث می برد.همه در این رمان در دستان تقدیر اسیرند.انگاری سنگی راه افتاده و همه را با هم به قعر دره می برد.

شولوخف

شباهتهایی بین این اثر و جنگ و صلح تولستوی هست اما در این رمان نگاهی ساده و سیاهتر حاکم است در حالی که تولستوی مرتب به فلسفه و جامعه شناسی و تفکرات مسیحایی او اشاره دارد ولی شولوخف یک مرد ساده روستایی است که دست سرنوشت همه چیزش را ویران کرده و او جز درد و شرح آن چیزی دیگر ندارد.گریگوری تشابهی ضمنی هم به دوشخصیت اصلی رمان کلیدر محمود دولت آبادی گل محمد و ستار پینه دوز هم دارد و شاید دولت آبادی از این رمان الهام گرفته باشد و تشابه فضای روستایی کلیدر و دن آرام هم این امر را تشدید می کند.

ترجمه دن آرام به وسیله احمد شاملو با نثری بومی شده یک شاهکار هنری است که انسان را به خواندن این شاهکار ادبی ترغیب می کند.

نوشته شده توسط محمد رضا آزادی