نان بدون مردان، مشهورترین کار شهرنوش پارسی پور به شمار می رود که به سال 1357 در پاریس نگاشته شد و سال ها بعد به چاپ رسید.

کتاب درباره زن ایرانی از نگاه زن غربی است و به اسارت زن ایرانی در فضای مذهبی جامعه می پردازد. زنان بدون مردان، شباهت هایی به آثار گابریل گارسیا مارکز دارد.

داستان در پانزده قطعه و در یک بافت کلی نگارش شده اند. هر قطعه به نام زنی است.

بیشتر زنان داستان مورد تجاوز مردان قرار می گیرند. مونس از سر غیرت کشته می شود. او را در باغچه چال می کنند ولی دوباره زنده می شود و مورد تجاوز قرار می گیرد.

از این میان مهدخت پیردختری است که خود را در زمین باغ می کارد و درخت می شود. مهدخت دوشیزه ای که هنوز بکارت دارد در واقع از زندگی انسانی به زندگی گیاهی روی می آورد و حرکت خود را از نو آغاز می کند. شاید سالیان بعد او دوباره انسان شود. گویی زمانه ما هنوز برای انسان بودن زود است باید میلیاردها سال دیگر بگذرد تا مردان به زنان همچون وسیله ای برای اطفای شهوت و یا کلفتی و آشپزی ننگرند.

این اثر به دست کامران تالاتوف و جاسلین شارلت به زبان انگلیسی ترجمه شده، شیرین نشاط آن را به صورت فیلم هم درآورده است.

سید مرتضی آوینی به سال 1382 در مقاله ای با نام از مایکل جکسون تا شهرنوش پارسی پور این کتاب را وسیله ای برای اشاعه فحشا دانست.