رومن گاری را خوانندگان ایرانی می‌شناسند؛ بیش‌تر از طریق دو رمان خداحافظ گاری کوپر و زندگی در پیش رو. مجموعه‌داستانی نیز از او با نام پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند در ایران منتشر شده که به‌خاطر ترجمه‌ی درخشان ابوالحسن نجفی شهرت بسیار یافته‌است.


کتاب قلابی پنج داستان از کتاب یادشده است که به فارسی برگردانده نشده‌ بودند و اکنون سمیه نوروزی آن‌ها را ترجمه کرده است.
در تمام داستان‌های این مجموعه لحن طنز و تلخ گاری دیده می‌شود. داستان نخست، یعنی داستان ‌قدرت و شرافت، با بیانی استهزاکننده درباره‌ی شرف و قدرت جنگ‌جویان جنگ جهانی، حکایت آنان را روایت می‌کند. این داستان هجویه‌ای تلخ علیه جنگ است. هجویه‌ای علیه مرگی بیهوده که قدرت‌مندان بیهوده می‌کوشند به آن شکوه و وقار ببخشند، اما فقط در مواجهه با مرگ است که این حقیقت تلخ کشف می‌شود که مرگ فقط مرگ است.
داستان ‌برگی از تاریخ، مضحک‌ترین و پوچ‌ترین داستان این مجموعه است و روایتی‌ست از استحاله‌ی انسان در جنگ و تبدیل شدن او به دشمن خودش. انسانی که مفاهیم جنگ و دشمن و پیروزی چنان مسخش کرده‌اند که توان تشخیص واقعیت و خیال را از دست داده و سرانجام با زندگی خویش تاوان این مسخ‌شدگی را می‌پردازد. انسانی که سایه‌ی مرگ و کشتار او را رها نمی‌کند و اگرچه در صحنه‌ی کشتار و سرکوب مخالفانش پیروز شده، اما انگار هم‌راه با کشتار آنان روح خویش را نیز از دست داده است. این از دست رفتن روان به سبب احساس  گناه یا پشیمانی از کشتار دیگری نیست، اما نتیجه‌ی آن به هرحال برای پیروز نیز کشنده است. گویی صحنه‌ی پایانی داستان تاکید دوباره‌ی این حقیقت است که هرکه شمشیر بردارد به آن کشته شود!
داستان ‌زمینی‌ها درباره‌ی روابط انسانی‌ست؛ روابط انسان‌هایی که از جنگ جان به در برده‌اند، اما روح ویران‌گر و بی‌نظمی مطلق جنگ هنوز با آن‌هاست. بعضی از جنگ زخم‌های علاج‌ناپذیر برداشته‌اند و آن‌ها که به‌ظاهر زخمی نشده‌اند هر لحظه آماده‌اند تا دیگر قربانیان زخمی جنگ را به بدترین شکل آزار بدهند. قصه در فضایی سرد رخ می‌دهد: تمام مدت برف می‌بارد. گویی سرمای بیرون انعکاسی از سرمای درون آدم‌هاست. سردی وحشت‌باری که در لحظه‌لحظه‌ی داستان مغز استخوان خواننده را می‌سوزاند.
داستان ‌عود‌ به وضعیت انسانی می‌پردازد که روح هنرمندانه‌ی خویش را در پای مصالح مادی قربانی کرده و زندگی‌اش یک‌سره پوچ و بی‌معناست. این داستان درباره‌ی هنر است و تاوانی که هر انسانی برای انکار کردن روح هنرمندانه‌ی خویش خواهد پرداخت.
آخرین داستان که نام کتاب از آن برداشته شده، ‌قلابی‌، نیز درباره‌ی هنر است. کلکسیونر این داستان تمام زندگی خود را بر مبنای اصل یا قلابی بودن آثار گذاشته است. او در این راه همه‌چیز خود را می‌دهد و برای خود دشمنانی می‌تراشد که به ویران‌کردن زندگی او کمر می‌بندند. زندگی کلکسیونر چنان با تعصب عجیبش درباره‌ی اصل بودن آثار گره خورده که زندگی خانوادگی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛‌ کلسیونر نمی‌تواند قیافه‌ی به قول خودش ‌قلابی‌ همسرش را تحمل کند؛ چون بینی‌اش را عمل کرده است. او خراب‌کردن زندگی‌اش را ادای دین و پای‌بندی به تعصبش در اصل بودن آثار هنری می‌پندارد.
مجموعه‌داستان ‌قلابی‌ در 104 صفحه از سوی نشر چشمه و با ترجمه‌ی سمیه نوروزی چاپ شده است. کتاب علاوه بر داستان‌ها مقدمه‌ای نیز درباره‌ی رومن گاری دارد؛ نویسنده‌ی عجیب‌و‌غریبی که حتی در نامه‌ی خودکشی‌اش نیز طنز زهرآگین خود را از دست نمی‌نهد و در آن فقط این جملات را می‌نویسد: «خیلی خوش گذشت. ممنون و خداحافظ».