در سال ۱۹۳۶، در “اوک پارک” ایالت “ایلینوی” آمریکا دیده به جهان گشود. او فرزند “رولند هربرت” و “روث هلن”(شاو) باخ است. نسب او به “یوهان سباستیان باخ”، آهنگساز بزرگ و سرشناس آلمانی می رسد. دلبستگی او به نوشتن و پرواز، از دوران دبیرستان شکل گرفت و سرانجام، از او یک خلبان و سپس، یک نویسنده ساخت.

باخ در سال ۱۹۵۵، وارد کالج “لانگ‌ بیچ استیت “شد که هم اکنون با نام “لانگ بیچ” دانشگاه ایالت “کالیفرنیا” شناخته می‌شود.

باخ، زمانی خلبان ذخیره‌ی ارتش بود و چندی، به گردشگری در روستاها پرداخت. کمابیش، همه‌ی آثار او به گونه‌ای در بردارنده‌ی مقوله‌‌ی [ =گویه‌ی ] پرواز است. باخ با نوشتن کتاب “جاناتان مرغ دریایی”، کامیابی بسیاری کسب کرد. اگرچه، داستانهای دیگر او تا این اندازه مورد پسند نبوده است، همچنان، جانبداران بسیاری دارد.

باخ از نخستین همسر خود، “بت باخ”، دارای شش فرزند است. همسر دوم او “لسلی پریش” بازیگر بود که در جریان ساخت فیلم “جاناتان مرغ دریایی” در سال ۱۹۷۳با هم آشنا شده بودند. ریچارد باخ، کتاب “پُلی بر فراز همیشه” را درباره‌‌ی رابطه‌ی عاشقانه‌‌ی خود با او نوشت؛ هرچند در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد.

یکی از فرزندانش، “جاناتان”، کتابی با نام “بر فراز ابرها”، در مورد روابط خود با پدری که هرگز او را نشناخت، نوشته است.

باخ در هر زمینه‌ای که مربوط به خلبانی می‌شود، کار کرده است؛ از آنگونه می‌توان به ساخت تصاویر متحرک در آسمان، با نمایش هوایی خلبان تاکتیکی جنگنده‌های نیروی هوایی و نویسندگی و آموزگاری فنی هوانوردی اشاره کرد. او در فیلمی با نام “هیچ چیز ناگهانی نیست”، که از روی کتابش ساخته شده بود، در نقش گوینده و خلبان نمایش‌های هوایی ایفای نقش کرد.

گرچه او به راستی، دلبستگی فراوانی به هوانوردی دارد، با وجود این، همواره دوست دارد که بنویسد. در دوران دبیرستان یکی از آموزگاران ورزش به ریچارد باخ کمک کرد تا به توانایی‌های نهفته‌اش پی ببرد. از سال ۱۹۵۹، او باورهایی در مورد یک پرنده که می‌خواست ‌دیوارهای محدودیت را بشکند، داشت؛ از این رو کتاب “جاناتان، مرغ دریایی” را به نگارش درآورد.

کمابیش همه‌ی کتابهای باخ از هواپیما به ‌عنوان وسیله‌ای برای رساندن یک پیام بهره می گیرد. وی در کتاب “گریز از منطقه‌ی امن”، کودکی ‌اش را برای ما بازگو می‌کند. او در هشت سالگی، یکی از برادرانش، “بابی” را از دست داده است. با خواندن این کتاب می‌توان پی برد که او برادری بزرگتر از خود به نام “روی” داشته است. ریچارد باخ، همسر دوم خود، “لسلی پریش”، را در سال ۱۹۷۳ در زمان فیلمبرداری فیلم جاناتان مرغ دریایی که از روی کتاب خودش ساخته می‌شد، دیدار کرد.

باخ یک فلسفۀ خاص در کتابهایش دارد که به طور خلاصه از این اصول سرچشمه میگیرد : طبیعت درست ما با مکان و زمان محدود نشده، ما شرح بودن هستیم، تولد و مرگ ما واقعی نیست، و ما به این دنیای ظواهر و مشهودات می آییم برای تفریح، یاد گیری، برای سهیم شدن تجربه هایمان با کسانی که برایمان مهم هستند، برای کشف – و بیشتر از همه برای یاد گرفتن اینکه چطور دوست داشته باشیم و باز هم دوست داشته باشیم

ازhttp://www.nosh.ir

 

.