سالمرگی

 

اصغر الهی

 

انتشارات چشمه

کتاب راجع به مرگ هست . رمانی هست کوتاه با راوی های مختلف خیلی پیچیده و تو در تو و خیلی باید دقت کنید تا سرنخش را از دست ندهید . زنی که فکر می کند همه ی بچه های عالم بچه ی اویند مردی که نذر می کند فرزندش را بکشد پسری که در جبهه شهید می شود .... سه نسل از یک خانواده و مرگ ها و ماندن هایشان را مرور می کنیم .

من اصلا خوشم نیومد زیادی گیج کننده بود ولی ممکنه اگه کسی همون اول جذب کتاب بشه و بهش دل بده و دقیق تر بخونه دوسشم داشته باشه برای من جذابیتی درست نکرد و زیاد پیگیرش نشدم در حقیقت . این کتاب برنده جایزه گلشیری شده  . فکر کنم فروششم بد نبود چون من بارها و بارها اسمشو شنیده بودم و تصمیم داشتم هر چه سریع تر بخونمش .

آقای الهی مشهدی هستند و دکترای روان پزشکی از دانشگاه تهران دارند . توی دانشگاه تدریس کردند و همین طور سردبیر مجلات روان شناسی هم بودند .

 

قسمت زیبایی از کتاب

زن ها را همیشه به اسارت می برند . سده هاست که در اسارت زندگی کرده ایم و می کنیم . برای آن که خودم را باور کنم نقاشی کردم . آهنگ ساختم . فیلم درست کردم . حالا می بینم مثل همه ی زن ها فقط باید گریه کنم تا خودم را باور کنم .

 

http://bestbooks.blogfa.com