ساحل پایانی

 

جی . جی . بالارد

علی اصغر بهرامی

 

انتشارات چشمه

کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه بالارد هست که این هم جزء ترجمه های جدیدی می باشد که توی یک سال گذشته به بازار اومده و باز هم از طرف نشر چشمه بوده .

مشکل ورود مجدد : کپسولی حاوی مسافر ماه که در جنگل سقوط کرده است . 
غولی که غرق شد : غولی در دریا غرق شده و به ساحال آمده و مردم مشتاق دیدنش هستند . 
آخر بازی: مردی که با جلادش در یک خانه زندانی است . 
مرد نورانی : در مورد یک پدیده علمی و تلاش دانشمندان برای کشفش . 
جایگاه مخصوص خزندگان : مردمانی که کنار ساحل دراز کشیده اند و ماهواره هایی که در آب پدیدار می شوند .
دلتا به هنگام غروب : مرد متوجه شده که هنگام غروب مارها از خانه شان بیرون امده و در دلتا راه می افتند . 
ساحل پایانی : مرد به جزیره ای ساخته دست بشر رفته جزیره ای که با انفجارات هسته ای نابود شده . 
در اعماق : وقتی تمام مردم زمین در حال انتقال به سیارات دیگر هستند به جز پیرها . 
رقص آتش فشان : آتش فشانی که قرار است فعال شود و مردی که به دیدن آن می رود . 
بیلونیوم : زمانی که آن قدر جمعیت زمین زیاد شده که با ترافیک مردمی رو به رو هستیم . 
ژوکند در گرگ و میش : مردی که چشمانش را عمل کرده و در حال کشف دنیای نابینایان است . 
لئوناردوی گم شده : در مورد گم شدن یکی از تابلوهای لئوناردو از موزه لوور و مردی که از زمان عیسی تا کنون زنده است .

بد نبود متوسط بود راستش با سلیقه من جور نبود و برام کششی نداشت ولی نمی تونم بگم بد هم بود ممکنه خیلی ها دوسش داشته باشند . نمی دونم چی باید راجع بهش گفت یک جورایی علمی تخیلی هست ولی نه با اون تعریف کلاسیک ما از این ژانر . می گم ذدر سنجش با بقیه تخیلی ها خیلی خیلی بهتر هست و در حقیقت یک جورایی ادبیات و پست مدرنیسم را با مایه های علمی تخیلی ترکیب کرده و خیلی خیلی هم موفق بوده هم تو این کتاب هم کتاب برج . هر چند به نظر من برج خیلی بهتر بود ولی خوب اونقدرها برای من جالب نبود که البته شاید از دلایلش پیش فرضم در مورد این ژانر و همچنین نزدیکی و شلوغی عید باشه . تو این جور مواقع آدم بی دقت کتاب می خونه مگر اینکه واقعا اون داستان را دوست داشته باشه . به هر حال زمان مناسبی واسه خوندنش نبود .

بالارد را جز ادبیات پاد‌آرمان‌شهری دسته بندی می کنند .

 

از http://bestbooks.blogfa.com