این سوی رودخانه ادر  مجموعه داستان کوتاهی است از یودیت هرمان.

بعد از کافکا و برشت ، هرمان سومین نویسنده ی آلمانی بود که داستانش

را می خواندم. برای خود من ادبیات آلمان در وهله ی اول واژه هایی مثل

فلسفه و سیاست را به ذهن متبادر می کرد اما وقتی کتاب را دست گرفتم

 و مقدمه اش را خواندم ، دیدم ناشر پیشاپیش اعلام کرده که این موج

جدید ادبیات قابل قیاس با آنچه در گذشته بوده نیست و در برگیرنده ی

هنجارشکنی ها و همینطور فضای جدیدی است.

یودیت هرمان نویسنده ایست جوان که آثارش با اقبال عمومی مواجه و اولین

 اثرش به هفده زبان ترجمه شده است.

این مجموعه شامل پنج داستان کوتاه است .  داستان اول «هیچ چیز جز

ارواح» در ابتدا خیلی جذبم نکرد اما در میانه ی داستان که یک مرد آمریکایی

 درشت هیکل با رفتاری گرم و صمیمی به جمع زن و شوهری آلمانی که

خونسرد و بی تفاوتند اضافه شد، خواندنش را راحت تر ادامه دادم.

بعد از آن باقی داستان ها گیرایی عجیبی داشتند. بخصوص سه داستان

آخر: « مرجان های سرخ»  «دوربین» و « پایان چیزی»  . گفت و گوها

معمولا" درونی است و شخصیت های داستان بخصوص مردها آدم های کم

 حرفی هستند. ماجراها ساده اند یا دست کم یودیت هرمان به سادگی

روایت می کند. او حتی وقتی از خیانت حرف می زند در پی قضاوت

نیست.   لحن خونسردی دارد که بعضی جاها مثل داستان آخر «پایان

چیزی» که دختری جوان روبه روی راوی در کافه ای  نشسته است و  از

مادربزرگ پیرش حرف می زند که  مشاعرش را از دست داده بوده و با مرگ

 دست و پنجه نرم میکرده ، کمی طنز تلخ به آن اضافه می شود.

آدم های داستان حتی اگر در موقعیت بدی هم باشند چندان  گلایه ای

ندارند. نه امیدوارند و نه نا امید! فقط قسمتی از زندگیشان را تعریف

می کنند و می روند پی کارشان!

به جز داستان «این سوی رودخانه ادر» در داستان های دیگر شخصیت های

 اصلی و تاثیر گذار ، زن هستند. اما نه زن هایی همشکل و همسان. یکی

بی تفاوت است، دیگری خودشیفته و جسور، یکی بیمار ، یا خسته از

زندگی تکراری و در جستجوی تغییر.

زن ها مردها را تحمل می کنند حتی اگر کار دشواری باشد.

شکایتی نمی کنند و بیشتر درگیری شان درونی و ذهنی است.

مردها حرف چندانی نمی زنند تلاشی برای بهبود اوضاع نمی کنند.

اما در داستان دوم شخصیت اصلی مردی مسن است که مدام نق می زند!

و اصلا" خونسرد نیست.

فضای داستان ها و شخصیت ها خسته کننده نیست. آن ها خوب بلدند

جوری از روزمرگیشان بگویند که خواننده حوصله اش سر نرود. یا اگر از

وضعیت حادی صحبت می کنند تلخی روایت با اعصاب خواننده بازی نکند!

 

 «چه حیف که آدم همه چیز را فقط یک بار برای اولین بار می بیند»

/ از داستان «دوربین»

 

این سوی رودخانه ادر / یودیت هرمان/ ترجمه محمد حسینی زاد/ نشر

 افق/۱۶۰۰ تومان