نقد کتاب / سید یونس ادیانی
مکتب در فرایند تکامل اثری است که مباحث قابل ملاحظه در آن طرح شده و تلاش مضاعفی صورت گرفته که مطالب را در جنبه های مختلف تاریخی دنبال کند، ولی روح مباحث، روایی و خفته است و در آن جدل ها و استدلال های عقلانی که فکر برانگیز باشد، دیده نمی شود. در عین حال بین فرایند تکامل در مبانی فکری تشیع با توسعه در مبانی فکری از نوع بسته به باز خلطی صورت گرفته که ریشه های آن به سختی قابل فهم است. 

در مورد کتاب «مکتب در فرایند تکامل» چند نکته حایز اهمیت وجود دارد: 

الف) مکتب در فرایند از بسته به باز توسعه پیدا می کند و لایه های بیشتری از آن در گذر زمان دانسته می‏شود. 

ب) این کتاب در عین دغدغه جامعیت، روند تاریخی را در ساختار اصلی و ماهوی به صورت ناتمام دنبال کرده و تحلیلی به مثابه عقلانیت تطور مبانی فکری تشیع ارائه نداده است. 

ج) مسئله تطور مبانی فکری تشیع نکته‏ای تامل‏برانگیز است اما چنین مفهومی در این کتاب منعکس نشده و تنها شامل رخدادهای متنوع به وقوع پیوسته است. یعنی مفهوم پژوهی و مفهوم سازی در مورد تطور مبانی فکری تشیع صورت نگرفته و تنها به بیان عرفی و نحوی بسنده شده است. 

این کتاب مباحث متنوعی را دنبال کرده تا مسئله تطور مبانی فکری تشیع را در سه قرن اخیر توضیح دهد. در عین حال آغاز و انجام آن ناتمام و در مواضعی به کلی نادرست است. 

مسئله تطور فکری تشیع از سه جهت تامل برانگیز است: 

الف) تطور مبانی فکری به مثابه عقلانیت، 
ب) تطور ساختار فکری به لحاظ موقعیت، 
ج) تطور رفتار فکری در فضای وضعی جامعه. 

اگر فرض نخست درست باشد، در حوزه شیعه احیای مدلی از غیر شیعی فکر کردن رخ داده است. در شیعه تطور مبانی فکری موضوعیت ندارد و اگرچه تحول فکر شیعی اصلی پذیرفته شده است. با این بیان تفاوت عمده میان تطور مبانی فکری تشیع و تحول اندیشه های شیعی وجود دارد. پس تحول فکری مستلزم تطور در مبانی نیست و مبانی در شمار ثابتات نخستین شیعه قرار دارد و به تناسب وضعی تفکر، ‌فهم ها در وضع متفاوت قرار می گیرند. 

در این صورت دو فرض بعدی برای تعمیق فرض نخست نیستند و تنها بیانگر حالات نخست می باشند. بدیهی است دو فرض بعدی باید همسو باشند و تطور ساختارها و رفتارها بر شانه مبانی فکری قرار گیرد. البته در این که در این سه قرن اخیر تطور ساختاری و رفتاری در وضع فکری پیروان شیعه رخ داده تردیدی وجود ندارد، ولی چنین تطوری بیانگر تطور مبانی فکری تشیع در جهان واقع نیست. اگر تطوری در مبانی فکری تشیع رخ دهد،‌ تشیع دچار وضع این نه آنی می شود و ثابتات ابدی دچار لغزش های زمانی می شوند. 

به هر حال دلایلی وجود دارد که عنوان کتاب چنانکه باید با محتوای آن سازگاری ندارد: 

1- در این کتاب تصویر جامع و مانع از مبانی فکری شیعه بیان نشده تا خواننده بر شانه آن به داوری در تطور مبانی فکری تشیع بپردازد. آنچه در این حوزه بیان شده کلیاتی است که برای ارباب تفکر کارآمدی لازم ندارد. به ویژه دلایل ارائه شده اغلب ناتمامند و در مواضعی استحکام لازم ندارند و نادرست هستند. 

2- بین مبانی فکری تشیع و دانسته های عرفی پیروان شیعه خلطی صورت گرفته است. شاید تطوری در مبانی فکری پیروان شیعه به وجود آمده، ‌ولی این تطور در مبانی فکری تشیع رخ نداده است. اگر فرض بر تطور باشد،‌ باید در وضع شیعه انقلابی رخ داده باشد که فرضی ممنوع است. 

3- فرض نویسنده محترم به شکل مدلی طراحی نشده و یا در قالب الگوی روشمند ارائه نگردیده تا وضع نظری آن محل تامل باشد. بنابراین تلاش هایی که در این کتاب صورت گرفته به رغم دغدغه ارائه تصویر جامع در تطور تفکر تشیع توانایی لازم ندارد و موضوع بسیار فراختر از خیال انگیزی نویسنده است. 

4- مستندسازی های متن دلالتی بر تطور فکری تشیع ندارد و اشاره ای برای بیان تحول فکری پیروان شیعه است. بنابراین برای اثبات تطور فکری تشیع مستندسازی ویژه لازم است و مستندسازی تحول فکری پیروان شیعه در تطور فکری تشیع کاربردی ندارد و چنین انتظاری خیال انگیزی بیهوده است.