دن کامیلو بر سر دو راهی

 

جووانی گوارسکی

مرجان رضایی

 

انتشارات مرکز

این هم یک جلد دیگه از مجموعه طنز بسیار قوی و زیبای دن کامیلو .این جلد هم خیلی قشنگ بود اما بر خلاف سه جلد دیگه ، داستان ها طولانی تر بودند که از دیدگاه شخصی من نوعی نقطه ضعف حساب می شد . به هر حال خوندن دن کامیلو را از دست ندید . چون هم با یک طنز قوی آشنا می شدید ، هم واقعا حیفه چنین کتاب خوبی در دسترس باشه و آدم نخونه و از طرف دیگه می شه این کتاب توی کتاب خونه باشه و آدم هر وقت دلش برای این مجموعه تنگ شد یکی از داستانهاش رو در عرض چند دقیقه بخونه .
آقای گوراسکی اول این داستان ها را برای مجله می نوشته که با استقبال زیادی رو به رو می شه و این داستان ها به صورت کتاب چاپ می شوند که کتاب ها نیز بسیسار پرفروش می شوند . گوارسکی در مورد خودش می گه که همیشه کارها را برای آخرین لحظه می ذاره  و یکی از رموز موقیتش انداختن کار امروز به فرداست !!جالبه بدونید او در سال 1954 یک نامه ی جعلی از قول رهبر مقاومت ایتالیا د گاسپری منتشر می کنه و از متفقین می خواهد که رم را بمباران کنند تا روحیه ی هواداران آلمان تضعیف شود و به همین دلیل به زندان می افته .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آدما می میرن ، ولی عقایدشون می مونه !

 

وقتی که مرده ام ، مرده ام و این پایان همه ی  ماجراهاست . هر چی غیر از این دیگه مزخرفات کشیش هاست .

 

تئوری یک چیزه و عمل چیز دیگه است . آدم باید زندگی کنه .

 

خدا یک چیزه و کشیش ها چیز دیگه . و خطر از جانب خدا نیست ، از جانب کشیش هاست .

 

دن کامیلو زمزمه کرد : حالا هی بگن جهنم رو ما کشیش ها اختراع کردیم ...
پپونه اعتراض کرد : اتفاقا درست برعکسه . جهنم کشیش ها رو اختراع کرده !

 

وقتی زن ها وارد عالم سیاست می شوند ، از متعصب ترین مردها هم بدترند . مردها برای رسیدن به آرمانشان تلاش می کنند ، در حالی که زنان همه ی دسایسشان را به کار می گیرند تا به دشمن ضربه بزنند . این تفاوت مثل تفاوت کسی است که از کشورش دفاع می کند با کسی که سعی دارد تا آن جا که ممکن است ، عده ی بیشتری از دشمن را از بین ببرد .