بهترین کتابی که دررابطه با دفاع مقدس خواندم

ادبیات دفاع مقدس، ادبیاتی برخواسته ازآب و خاک و رسوم و اعتقادات مردمی است که پیوند خورده اند با اصول ناب ایرانی . ادبیات دفاع مقدس برگرفته ازدردها ورنج هایی است که مخاطب دیروز رایاد آورباشد و مخاطب امروزرا که ازگذشته اطلاعی ندارد را به دنیای آن زمان و سختی ها نزدیک کند. درایران مجموعه ها ورمان های زیادی نوشته شده است اما متاسفانه بسیاری ازآنها حق مطلب این دوره پرارزش رابیان نکرده اند یا درمواردی دچار اشتباه یا احساسی گرایی شده اند. اما دراین میان آثار درخورتوجهی وجود دارد. یک نمونه ازاین آثار مجموعه داستان شهرجنگی به نوشته حبیب احمدزاده است. کتابی که بارها تجدید چاپ شد ونقدها ی بسیار هم برآن ازتوانایی ها وگاه ضعف هایش بیان شد. اما ازآنجا که کثرت انتشارنباید مخاطب رامجاب به خواندن کتاب کند مختصری ازقوت های این کتاب را ارائه می دهم.

درادبیات امروزدنیا بیشتر نظریه پردازان براین اعتقاد هستند که نویسنده باید به سمت مسائلی برودکه خودش آن را درک کرده و خودش جزئی ازاتفاقات بوده است. نویسنده این کتاب اقای احمدزاده ازاین قاعده به خوبی استفاده کرده است. آقای احمد زاده خودش بچه جنوب است و درآغازو پایان جنگ تمام اتفاقات این دوره را تجربه کرده. اوبا بوی باروت و گلوله و تاکتیک ها و خیلی چیزهای دیگرآشناست. جدا ازآشنایی با این مسائل جنگی باید گفت که نویسنده ازقلمش پیداست که نه تنها با جنگ که با خود مردم جنوب هم آشنایی کامل دارد. مردمان اطرافش رابه خوبی می شناسد وآن ها ودردهایشا ن را درک کرده. او باتوجه به تجربیات و هزاران اتفاق اطرافش این اثررا خلق کرده که ازاین بابت جای خوشحالی است.

 

این مجموعه داستان اول چیزی را که درذهن مخاطب می زداید احساسی گرایی درروایت است. او بی طرف نسبت به هرچه که هست بی محابا آنچه راکه باید تعریف می کند و سعی نمی کند که شخصیت های داستانش را آزاردهد تا آنچه را اومی خواهد به نمایش دربیاورند.

این داستان ها اززوایایی روایت می شودکه تابه حال پرداخت نشده یا خوب پرداخت نشده اند اما نویسنده دربیشتر داستان هایش ازعهده این عمل به خوبی برآمده. شخصیت ها قابل درک و اتفاقات باورپذیرهستند.

 

ازدیگر خصایص این مجموعه داستانی باید به تصویری بودن این داستان ها اشاره کرد. داستان ها همگی ازتصویرهای خوبی ازجنگ برخوردار هستند. داستان دفاع مقدس هرچند که امروزه به سمت داستان های ذهنی پیش می رودو ازپس زمینه های جنگ گفته می شوداما کتاب شهرجنگی کتابی است که اصل جنگ را به تصویرمی کشد و مخاطب رابا داستان تنها می گذارد. این کتاب را می توان مستندی ازادبیات مکتوب نام برد.

 

آخرین اثراین مجموعه داستان هرچند که یک داستان نیست اما برای خودش داستان ها دارد و آن هم نامه ای است که نویسنده این کتاب برای راجرز، کاپیتان کشتی معروف وینست امریکایی نوشته که هواپیمای مسافری ایران را مورد هدف قرار داد. دراین نامه که پراست ازکنایه های بسیارجالب وبه چالش کشیدن ارتش و دولت آمریکا. دراین نامه نویسنده سعی کرده است که چنان کاپیتان راجرزرا درقدرت کلمات فروببرد تا جایی که ازاو بخواهد خودش را جای یکی ازمسافران یا یکی ازبستگان مسافران بگذارد و دوباره به قضیه نگاه کند. این هم یکی دیگرازآثارخوب و برجسته این اثراست.

/ 2 نظر / 7 بازدید
احمد

"کیه که آخر دیونگیه واسه چشات کیه جز من که می میره واسه لحن خنده هات کی برات قصه می گه شبا که خوابت نمی ره کیه پا به پات میاد وقتی که بارون می گیره کیه وقتی تشنته تو ابرا بلوا می کنه اگه یه جرعه بخای کویرو دریا می کنه یه شب موی تو را به صدتا مهتاب نمی ده خودش می سوزه ولی تن به سایه و آب نمی ده اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم هنوزم می یای تو خوابم تو شبای پر ستاره هنوزم می گم خدایا کاشکی بر گرده دوباره اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می فتم هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره هنوزم می گم خدایا کاشکی بر گرده دوباره" سلام روزت بخیر با حضور سبزت آلاچیق ما را نورانی کن منتظرت هستیم www.chavoshi2009.persianblog.ir [گل]

حسن بوربور(ندای مهتاب)

وبلاگ زیبایی داری سری به وبلاگ ندای مهتاب بزن و هم به وبلاگ دلنوشته های ندای مهتاب[قلب][گل] دل نوشته طهارت به نام تو آغاز می‌کنم ای مهربان‌ترین مهربانان ای پرده‌دار کعبه آمال! از کعبه جان روسیاه آستان خویش پرده‌ بردار تا چشم بسته درون به ماورای نور پرفروغ تو روشن گردد و مرآت دل به یمن نظر به جلوه روح‌افزای تو جان دوباره یابد و غبار فراموشی یاد تو از وجودم رخت بر بندد و در دریای مغفرت تو به مروارید طهارت دست یازد. محبوب من! لحظات عمر در انتظار رسیدن ...