شبانه ها

شبانه ها

 

کازوئو ایشی گورو

خجسته کیهان

 

انتشارات پارسه

کتاب مجموعه 5 داستان کوتاه در باب موسیقی هست .

آوازخوان : نوازنده ای که در یک کافه گیتار می زند و ناگهان نوازنده مشهور و مورد علاقه اش را می بیند و قرار می شود آن شب روی قایقی برای همسر او آهنگ بخوانند .
چه بارانی باشد ، چه آفتابی : مردی که عاشق موسیقی است قرار است برای تعطیلات به لندن و خانه دوستش برود . همسر دوستش امی در موسیقی سلیقه ای همانند او دارد .
شبانه : ساکسیفون نواز با استعدادی که صورت زشتی دارد جراحی زیبایی کرده تا به سوی موفقیت برود و در هتلی با یکی از ستارگان همسایه است .
نوازندگان ویلون سل : پسر جوانی که ویلن سل می زند با زنی آشنا می شود که می گوید موسیقیدان مشهوری است و می خواهد به او کمک کند تا بهتر بزند .
تپه های مالورن : پسرک گیتارنواز دانشگاه را رها می کند تا به سوی موسیقی برود و به مهمانخانه خواهرش نقل مکان می کند و انجا با دو موسیقیدان سوئدی آشنا می شود .

اینم یکی دیگه از تازه های کتاب ، اثری از ایشی گورو که قبلا چند تا از کتاب هاش را معرفی کردم . نویسنده ژاپنی که فقط انگلیسی می نویسه و اون قدر عاشق موسیقی هست و معتقده موسیقی توی نوشتن کمکش می کنه که مجموعه داستان کوتاهی مرتبط با موسیقی نوشته .

فوق العاده بود خیلی خوشم اومد . من عاشق موسیقی ام شاید استعداد زیادی تو این زمینه نداشته باشم ولی واقعا عاشقشم و همین کتاب را برام هیجان انگیزتر می کرد البته حال و هوای احساسی کتاب و موضعات خصوصی حزن انگیز روابط زناشویی اش هم قشنگ بود . خلاصه که موضوعات جالب و پراحساسی داره و ترجمه اش هم عالی بود . واقعا دوستش داشتم . یک جایی بود که پسرک با خواننده مشهور از جلوی کافه ای می گذشتند و پسر می گفت اگه شب نبود و مردم می دونستند کی الان از جلوشون رد شد چه هیجانی داشتند !!! و خواننده می گفت نه تو زندگی جامعه غرب را درک نمی کنی من نماینده موفق زمانی هستم که زمانش سر اومده هیچ وقت هیجان خاصی در برابر شامشون ند اشتم !!! خلاصه که واقعا همین طوره و آدم هایی که توی شرق و غرب زندگی کردند اکثرا به تفاوت روحیه ما و اونها و احساساتی بودن شدید ما اشاره می کنند . این قسمت منو شدید یاد دوست خیلی خیلی خوبم انداخت که همیشه پیچیدگی شخصیت و احساساتی بودن این طرف را به اون ور ترجیح می ده هر چند واسه زندگی اون ور را ترجیح داد .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

زیبایی دختران را تا نیمه ی راه می برد . کافی است از آن درست استفاده نکنند تا مثل روسپی ها با آن ها رفتار شود .

 

وقتی می روی پارتی و می رقصی ، شاید یک رقص آهسته ، و تو با کسی باشی که واقعا می خواهی ، این طور که می گویند به نظرت می آید که بقیه ی سالن محو شده ، اما این طور نیست . هیچ این طور نیست . خوب می دانی که کسی به پای طرف مقابلت نمی رسد . با وجود این ... خب همه ی آن ادم های دیگر در جاهای دیگر سالن هستند . تنهایت نمی گذارند . مدام داد می کشند ، دست تکان می دهند و کارهای احمقانه می کنند ، فقط برای جلب توجه تو . " آهای ، چطور می توانی به این قانع باشی ؟ می توانی بهترش را پیدا کنی ! اینجا را نگاه کن ! " انگار مدام بلند بلند از این حرف ها می زنند . این است که همه چیز خراب می شود . نمی توانی آرام با طرف مقابلت برقصی .

 

من امیدوارم زنت برگردد . واقعا امیدوارم . اما اگر برنگشت خوب تو باید به فکر اینده ات باشی . شاید زن فوق العاده ای باشد اما زندگی بزرگ تر از عاشق بودن است . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 19:38  توسط فرانک

/ 7 نظر / 55 بازدید
جستجوگر

قشنگ بود ..دست مريزاد.

دنیا

خیلی استفاده کردم از مطلبات...باز سر میزنم

دنیا

خیلی استفاده کردم از مطلبات...باز سر میزنم

سلام و درود [گل] بر تو که نمی‌شناسمت، بیا تا با هم آشنا و دوست بشیم حالا بیا اینجا، بیا اینجا، بیا اینجا، اونجا نه! [نیشخند] بیا بیا بیا با من باشو [چشمک] همراه جمله های من با شو [هورا] اینا تموم نوشته های من هستن [تایید] http://booyebaran-.persianblog.ir/post/9 http://booyebaran-.persianblog.ir/post/6 http://booyebaran-.persianblog.ir/post/4 http://booyebaran-.persianblog.ir/post/5 http://booyebaran-.persianblog.ir/post/7 http://booyebaran-.persianblog.ir/post/3 چه کنم که بی‌کامنت تو دلسردم [افسوس] بیا بیا بیا دیگه پاشو [پلک] میدونی چی نوشتم؟ تا لینکها رو باز نکنی نمیفهمی! ، هر لینک رو باز کن و اگر چیزی به ذهنت می‌رسه در قسمت نظرات مطلب بنویس؛ اگر هم مطلبی را می‌پسندی می‌تونی لایک (دکمه می‌پسندم) بزنی منتظر نظرات تو و زدت دکمه «می‌پسندم» هستم.